سه نگرش اسلام و مسیحیت در بازگشت حضرت عیسی (علیه السلام) در آخرالزمان
سه نگرش اسلام و مسیحیت در بازگشت حضرت عیسی (علیه السلام) در آخرالزمان
دانانیوز: وجه اختلاف اسلام با مسیحیت دربارۀ وجه آخرالزمانی حضرت عیسی(ع) در نوع عملکرد و وظایف ایشان در زمان بازگشت‌شان به دنیا است.


به گزارش دانانیوز به نقل از باشگاه خبرنگاران پویا، نقطه اشتراک تفکر دین مبین اسلام با مسیحیت در بازگشت تمدن‌ساز عیسی(ع) در مقطعی از آخرالزمان و زمینه‌سازی برای حکومتی الهی همراه با ارزش‌های آسمانی است. موضوع بازگشت عیسی(ع) در عهد جدید با عنوان «second comming» مشهور است. اما تفاوتی که در تفکر اسلام یعنی قرآن و احادیث پیامبر(ص) و اهل بیت (ع) با مسیحیت دربارۀ وجه آخرالزمانی حضرت عیسی(ع) وجود دارد، حداقل در سه مسئله است:

اول اینکه مسیحیت معتقد است که حضرت عیسی (ع) به صلیب کشیده شده و به قتل رسیده است و در مقطعی از آینده زنده شده و به دنیا بازمی‌گردد. در حالی که خداوند در قرآن این تفکر را رد می‌کند و می‌فرماید «وَ قَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسیحَ عیسَى ابْنَ مَرْیَمَ رَسُولَ اللَّهِ وَ ما قَتَلُوهُ وَ ما صَلَبُوهُ وَ لکِنْ شُبِّهَ لَهُمْ وَ إِنَّ الَّذینَ اخْتَلَفُوا فیهِ لَفی‏ شَکٍّ مِنْهُ ما لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلاَّ اتِّباعَ الظَّنِّ وَ ما قَتَلُوهُ یَقیناً؛ و گفته ایشان که: «ما مسیح، عیسى بن مریم، پیامبر خدا را کشتیم»، و حال آنکه آنان او را نکشتند و مصلوبش نکردند، لیکن امر بر آنان مشتبه شد و کسانى که درباره او اختلاف کردند، قطعاً در مورد آن دچار شکّ شده‏‌اند و هیچ علمى بدان ندارند، جز آنکه از گمان پیروى مى‏‌کنند و یقیناً او را نکشتند.» سپس در آیۀ بعد تأکید دارد عیسی (ع) به‌سوی خداوند رفعت کرده است؛ «بَلْ رَفَعَهُ‏ اللَّهُ إِلَیْهِ وَ کانَ اللَّهُ عَزیزاً حَکیماً؛ بلکه خدا او را به سوى خود بالا بُرد، و خدا توانا و حکیم است.» (۱۵۷ و ۱۵۸ نساء

همچنین بر اساس آیاتی از قرآن و تفاسیر ذیل آن، حضرت مسیح (ع) که اکنون به‌سوی خداوند رفعت یافته است، در آخرالزمان به دنیا بازمی‌گردد و نقش مهمی در زمینه‌سازی حکومت منجی ایفا می‌کند. ابن داوود از عالمان اهل سنت در کتاب سنن خود در باب خروج دجال روایتی از رسول گرامی اسلام(ص) مطرح می‌کند که آن حضرت فرمود: «بین من و او ــ یعنی عیسی(ع) ــ پیامبر دیگری نیست و او نزول می‌کند. هرگاه او رادیدید بشناسیدش … او با مردم به جهت اسلام می‌جنگد، صلیب را می‌شکند و جزیه را بر می‌دارد و خداوند در زمان او همه‌ی امت‌ها را به جز اسلام هلاک می‌کند. و مسیح، دجّال را می‌کشد، پس از آن ۴۰ سال در روی زمین می‌ماند و سپس فوت می‌کند و مسلمانان بر او نماز خواهند خواند» ( سنن ابی داود، باب خروج الدجال، ح ۳۷۶۶) طبری نیز در تفسیر خود به نام «جامع البیان عن تأویل القرآن» که از جمله قدیمی‌ترین کتب تفسیری مسلمانان در قرن سوم هجری است، ذیل آیۀ ۴۶ آل‌عمران نقل می‌کند: حدثنی یونس قال، أخبرنا ابن وهب قال، سمعته – یعنی ابن زید – یقول فی قوله: ” ویکلم الناس فی المهد وکهلا “، قال: قد کلمهم عیسى فی المهد، وسیکلمهم إذا قتل الدجال، وهو یومئذ کهلٌ؛ وهب گفت از ابن زید شنیدم که درباره آیه «وَ یُکَلِّمُ النَّاسَ فِی الْمَهْدِ وَکَهْلًا وَ مِنَ الصَّالِحِینَ» گفت: عیسی(ع) در مهد با آنان سخن گفت و به زودی با آنان هنگام قتل دجال سخن می‌گوید در آن زمان که به سن کهولت می‌رسد.» در تفاسیر روایی شیعه نیز به قتل دجال توسط عیسی (ع) اشاره شده است.

دوم اینکه مسیحیت معتقد است عیسی (ع) در زمان بازگشت به دنیا، بنی‌اسرائیل و مؤمنان به خود (یعنی مسیحیان) را نجات می‌دهد. در این باره می‌گویند مسیح همراه با پیروزی و فتح به جهان بازخواهدگشت و با تشکیل حکومت و برپایی ملکوت الهی، بنی‌اسرائیل و همه مؤمنان به خود را نجات خواهد داد. (لوقا ۱۹: ۱۱ـ۲۷) در حالی که بر اساس آموزه‌های قرآنی و روایی ما، عیسی علیه‌السلام پیش از قیام قائم به این جهان فرود خواهد آمد و طی فرآیندی عمدۀ اهل کتاب را به دین مبین اسلام دعوت می‌کند و در نهایت همگان پشت سر حضرت مهدی (عج) نماز می‌خوانند؛ در روایتی از امام محمد باقر(ع) داریم «پیرو هیچ آئینی از یهود و غیر آن در روی زمین نمی‌ماند جز اینکه پیش از وفاتش به او ایمان می‌آورد و او در پشت سر مهدی نماز می‌خواند؛ إِنَّ عِیسَى یَنْزِلُ قَبْلَ یَوْمِ الْقِیَامَةِ إِلَى الدُّنْیَا- فَلَا یَبْقَى أَهْلُ مِلَّةِ یَهُودِیٍ‏ وَ لَا نَصْرَانِیٍّ إِلَّا آمَنَ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ وَ یُصَلِّی خَلْفَ‏ الْمَهْدِی‏». (تفسیر القمی، ج‏۱، ص۱۵۸ )

سوم اینکه به باور مسیحیت، عیسی علیه‌السلام مدیریت و فرماندهی عالم را بر عهده می‌گیرد و همگان را نجات می‌دهد و عامل برپایی حکومت آرمانی است، منتها با این تفاوت که بر اساس باور تحریف‌شدۀ مسیحیت، محوریت برنامۀ نجات عیسی علیه‌السلام با بنی‌اسرائیل و برای به قدرت رساندن آنها است. اما بر اساس آموزه‌های دین اسلام، مسیح علیه‌السلام در مسیر یاری امام عصر (عج) علیه تمام سپاه کفر و مستبدان عالم قیام می‌کند تا زمینه‌ساز حکومت منجی یعنی امام عصر (عج) باشد که برخی روایات آن از نظرها گذشت؛ امام جعفر صادق(ع) در روایتی ضمن اشاره به احتجاج پیامبر (ص) با عالمی یهودی می‌فرماید که حضرت خطاب به آن یهودی فرمود «یَا یَهُودِیُّ وَ مِنْ ذُرِّیَّتِی الْمَهْدِیُّ إِذَا خَرَجَ نَزَلَ عِیسَى ابْنُ مَرْیَمَ ع لِنُصْرَتِهِ فَقَدَّمَهُ وَ یُصَلِّی خَلْفَه‏؛ ای یهودی؛ از نسل من مهدی است؛ هنگامی که خروج کند، عیسی بن مریم (ع) برای یاری او نازل می‌شود و پشت سرش نماز می‌خواند.» (الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسی)، ج‏۱، ص۴۸) همچنین بر اساس دیگر روایات، حضرت عیسی (ع) به عنوان وزیر امام عصر (عج) نقش ایفا می‌کنند؛ پیامبر(ص) در روایتی دیگر فرمود عیسی (ع) مسئولیت اموال قائم (عج) را بر عهده دارد، اصحاب کهف پشت سر او نماز می‌خوانند و او وزیر مورد اعتماد قائم است؛ یقبض أموال القائم علیه السلام و یمشی خلفه اهل الکهف و هو الوزیر الایمن للقائم علیه السلام.» (حلیة الأبرار فی أحوال محمد و آله الأطهار، ج‏۶، ص۳۰۷)