مناجات باخدا؛ خداجان… نعمتی ست بودنت و ادبیات چه کهنه می شود در وصف تو…
مناجات باخدا؛ خداجان… نعمتی ست بودنت و ادبیات چه کهنه می شود در وصف تو…
دانانیوز: خدا را شکر کنیم برای چیزهایی که داده و قدر نمی‌دانیم… و برای چیزهایی که گرفته و حکمتش را نمی‌دانیم… خدایا بابت همه چی شکرت

به گزارش دانانیوز، متن زیر با عنوان ” مناجات باخدا” به قلم خانم مریم فرمند، یکی از دانایاران و همراهان فرهیخته برای دانانیوز ارسال شده، که ضمن سپاس از زحمات این بانوی اندیشمندو فرهنگی یادداشت زیبا و احساسی ایشان را در ادامه میخوانیم:

خداجانم..
در پی رودخانه ها میدوم..
و در دو قدمی دریا ، سایه ترانه هایم را از روی
ماسه ها برمیدارم..
آنگاه از تو می گویم و برای تو می نویسم..
من نمی خواهم بی عشق تو زندگی کنم..
درهای بسته آسمان را به رویم باز کن..
پیش از آنکه شعر سرودنم را فراموش کنم..
خداجان…
نعمتی ست
بودنت ، داشتنت..
ادبیات چه کهنه می شود در وصف تو…
کلمه ها بلد نیستند تو را بگویند..
اما…
خیالی نیست..
من بی سواد می شوم وقتی حرفِ توست …
جانان….
به حضورت نگاهت و
یاری ات سخت نیازمندم
مرا دریاب ای معبودم

🙏🌹♥️🌹🙏

سلام و هزاران درود
اگه تنها دعايى كه هر روز میکنی
«خدایا شکرت » باشه، همين كافيه..
خدا را شکر کنیم برای چیزهایی که داده و قدر نمی‌دانیم…
و برای چیزهایی که گرفته و حکمتش را نمی‌دانیم…
خدایا بابت همه چی شکرت
روز بخیر🙏🌹♥️🌹🙏 مریم_فرمند

حکایت

ﺷﺨﺼﯽ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﭘﻠﻮﯼ ﻏﺬﺍﯾﺶ ﺭﺍ ﺧﺎﻟﯽ ﻣﯽﺧﻮﺭﺩ، ﮔﻮﺷﺖ ﻭ ﻣﺮﻏﺶ ﺭﺍ
ﻣﯽﮔﺬﺍﺷﺖ ﺁﺧﺮ ﮐﺎﺭ!
ﻣﯽﮔﻔﺖ: ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﻢ ﺧﻮﺷﻤﺰﮔﯽﺍﺵ ﺑﻤﺎﻧﺪ ﺯﯾﺮ ﺯﺑﺎﻧﻢ…
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻫﻢ ﭘﻠﻮ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻣﯽﺧﻮﺭﺩ، ﺳﯿﺮ ﻣﯽﺷﺪ، ﮔﻮﺷﺖ ﻭ ﻣﺮﻍ ﻏﺬﺍ ﻣﯽﻣﺎﻧﺪ ﮔﻮﺷﻪﯼ ﺑﺸﻘﺎﺑﺶ!
ﻧﻪ ﺍﺯ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺁﻥ ﭘﻠﻮ ﻟﺬﺕ ﻣﯽﺑﺮﺩ، ﻧﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﻣﯿﻠﯽ ﺩﺍﺷﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﮔﻮﺷﺖ ﻭ ﻣﺮﻏﺶ…
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻫﻢ ﻫﻤﯿﻦ ﺟﻮﺭﯼ ﺍﺳﺖ..?
ﮔﺎﻫﯽ ﺷﺮﺍﯾﻂ ﻧﺎﺟﻮﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍ ﺗﺤﻤﻞ ﻣﯽﮐﻨﯿﻢ ﻭ ﻟﺤﻈﻪﻫﺎﯼ ﺧﻮﺑﺶ ﺭﺍ ﻣﯽﮔﺬﺍﺭﯾﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﻌﺪ!
ﺑﺮﺍﯼ ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﻣﺸﮑﻼﺕ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﻮﺩ..
ﮐﻤﺘﺮ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺩﺭ ﻟﺤﻈﻪ ﺭﺍ ﺑﻠﺪ ﺑﺎﺷﯿﻢ!
ﻫﻤﻪﯼ ﺧﻮﺷﯽﻫﺎ ﺭﺍ ﺣﻮﺍﻟﻪ ﻣﯽﮐﻨﯿﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﻓﺮﺩﺍﻫﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﺍﺳﺖ ﺩﯾﮕﺮ ﻣﺸﮑﻠﯽ ﻧﺒﺎﺷﺪ
ﻏﺎﻓﻞ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺩﺳﺖ ﻭ ﭘﻨﺠﻪ ﻧﺮﻡ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﺎ ﻫﻤﯿﻦ ﻣﺸﮑﻼﺕ ﺍﺳﺖ
ﯾﮏ ﺭﻭﺯﯼ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﻣﯽﺁﯾﯿﻢ ﻣﯽﺑﯿﻨﯿﻢ ﯾﮏ ﻋﻤﺮ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﭘُﻠﻮی ﺧﺎﻟﯽ ﺯﻧﺪﮔﯽﻣﺎﻥ ﺑﻮﺩﻩﺍﯾﻢ ﻭ ﮔﻮﺷﺖ ﻭ ﻣﺮﻍ ﻟﺤﻈﻪﻫﺎ، ﺩﺳﺖ ﻧﺨﻮﺭﺩﻩ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﮔﻮﺷﻪﯼ ﺑﺸﻘﺎﺏ…!/ #مریم_فرمند
🙏🌹❤️🌹🙏