مناجات با خدا؛ خدای خوبم…دلم بندگی می‌خواهد..!
مناجات با خدا؛ خدای خوبم…دلم بندگی می‌خواهد..!
دانانیوز: توانایی عشق به دیگری رادر وجودم بارور ساز،تا انسان ها را خالصانه دوست بدارم...

به گزارش دانانیوز، متن زیر با عنوان ” مناجات باخدا” به قلم خانم مریم فرمند، یکی از دانایاران و همراهان فرهیخته و صمیمی برای دانانیوز ارسال شده، که ضمن سپاس از زحمات این بانوی اندیشمندو فرهنگی یادداشت زیبا و احساسی ایشان را در ادامه میخوانیم:

خداجان…
دلم بندگی می‌خواهد..

دلم می‌خواهد
سرم را بیندازم
پایین و جز چشم نگویم…

برایت
تکلیف تعیین نکنم..

بگویم
هرچه تو بگویی..

هرچه
تو بخواهی…
هروقتی تو بخواهی…

بندگی
خیلی سخت است..

خضوع
خیلی سخت است…

فروتنی
خیلی سخت است…

من تا نفهمم
تو چقدر بزرگی
کوچکی خودم را نمی‌بینم…

من تا خودم
را به بالای قله نرسانم…

کوچکی جایی
که خودم هستم
را درک نمی‌کنم….

بعضی
وقت‌ها هست
که از همه ناامیدی..

از همه..

آنوقت است
که تازه داری
الفبای بندگی را می‌خوانی..

وقتی غم‌ها
شانه‌هایت را خم می‌کند ..

تازه داری
شکل بنده به خودت می‌گیری..

حضرت‌دلبر…

«طاقت»
بندگی به ما عطا کن
🙏🌹♥️🌹🙏
واز خداوند مهربان بخواهیم
خدایا،
توانایی عشق به دیگری رادر وجودم بارور ساز،تا انسان ها را خالصانه دوست بدارم،و بهترین لحظات لذت زندگی ام،
لحظاتی باشد که آرامش وپر روزی وبدون هیچ نوع چشمداشتی، خدمتی به همنوع ام می کنم.مرا از هر نوع نفرت و کینه ای
که حوادث تلخ روزگار بر
وجودم نهاده است، رها کن،تا با رهایی از نفرت و کینه،بتوانم دیگران را آن طور که هستند،
بپذیرم و دوست بدارم.
سلام و هزاران درود
صبح تون بخیر
زیباترین صبح زمسنانی دنیا را همراه با لحظاتی پر از شادی براتون آرزومی‌کنم
امیدوارم مهر ، شادی و لبخند شیرین همنشین دائمی تون باشه

مریم‌فرمند

==================

انرژی_مثبت

وقتی از بیماری، شکست و فقر صحبت کنی سلامتی، موفقیت و ثروت تو را ترک میکند
از قدرت کلامت علیه خود استفاده نکن
مثبت بمان
ایمانت را حفظ کن
وقتی برای انسان ها آرزوی سعادت می کنی، نیروی درونت به تمامی انسان های پاک طینت متصل می شود و راهی می شوی برای عبور تمامی دعاهای خیری که از تمامی مردم فرستاده شده و آن گاه انرژی دعاها و برکت انسان های روی زمین ، وارد زندگیت می شود!
تاثیر القای افکار مثبت به ذهن به حدی است که اگر خودت را متقاعد کنی که خوب خوابیده ای ، مغزت فریب می خورد که واقعا خوب خوابیده ای حتی اگر اینطور نباشه
=============

حکایت- عشقونفرت

زن و شوهر جوانی که تازه ازدواج کرده بودند برای تبرک و گرفتن نصیحتی از پیر دانا نزد او رفتند.پیرمرد دانا به حرمت زوج جوان از جا برخاست و آنها را کنار خود نشاند او از مرد پرسید: تو چقدر همسرت را دوست داری ؟

مرد جوان لبخندی زد و گفت: تا سرحد مرگ اورا می پرستم! و تا ابد هم چنین خواهم بود!
و از همسرش نیز پرسید: تو چطور! به همسرت تا چه اندازه علاقه داری ؟
زن شرمناک تبسمی کرد و گفت: من هم مانند او تا سرحد مرگ دوستش دارم و تا زمان مرگ از او جدا نخواهم شد و هرگز از این احساسم نسبت به او کاسته نخواهد شد.

پیر عاقل تبسمی کرد و گفت: بدانید که در طول زندگی زناشویی شما لحظاتی رخ می دهند که از یکدیگر تا سرحد مرگ متنفر خواهید شد و اصلا هیچ نشانه ای از علاقه الآنتان در دل خود پیدا نخواهید کرد در آن لحظات حتی حاضرنخواهید بود که یک لحظه چهره همدیگر را ببینید.
اما در آن لحظات عجله نکنید و بگذارید ابرهای ناپایدار نفرت از آسمان عشق شما پراکنده شوند و دوباره خورشید محبت بر کانون گرمتان پرتوافکنی کند در این ایام اصلا به فکر جدایی نیافتید و بدانید که“تاسرحد مرگ متنفر بودن” تاوانی است که برای “تا سرحد مرگ دوست داشتن” می پردازید.

عشق و نفرت دو انتهای آونگ زندگی هستند که اگر زیاد به کرانه ها بچسبید این هردو احساس را در زندگی تجربه خواهید کردسعی کنید همیشه حالت تعادل را حفظ کنید و تا لحظه مرگ لحظه ای از هم جدا نشوید. مریم‌فرمند